این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

ست اداری| اوراق

ست اداری یا اوراق به مجموعه برگ ها و اسنادی گفته می‌شود که شامل سربرگ، کارت ویزیت، پاکت نامه اداری(پاکت ملخی) و لیبل سی دی و..... می‌باشد. طراحان گرافیک با طرح های ست شده که یکپارچه هستند آنها را طراحی کرده که صرفا جهت معرفی و انجام امور اداری و پرسنلی و فعالیت های رسمی یا غیر رسمی یک کمپانی یا سازمان و تجاری همچون مکاتبات با سایر شرکت‌ها،موسسات،کارخانجات و ....صورت می‌گیرد.

ست اوراق اداری معمولا شامل :

  • سربرگ یا letter head (جهت مکاتبه و نگارش نامه های اداری و رسمی

  • کارت ویزیت یا business card جهت معرفی شغل و ارائه راه های تماس با کمپانی یا سازمان

  • پاکت نامه یا envelope جهت ارسال مکاتبات یا رد و بدل کردن قراردادها و...

  • یادداشت ها یا note (جهت یادداشت های غیر رسمی که معمولا از پرت کاغذ در چاپ اوراق بدست می آید.

البته موارد دیگری نیز مانند فلش کارت ها، کارت های اعتباری، کارت های پرسنلی، فاکتور، فولدر یا پوشه و ... وجود دارد که در مجموعه اوراق اداری آورده می شوند، اما به دلیل عمومی نبودن آنها زیاد به آن ها پرداخته نمیگردد. موارد یادشده ممکن است به نیاز تعداد معدودی از متقاضیان تهیه و چاپ گردد و شاید باید گفت بسته ست اوراق اداری، به نیاز مشتری بستگی دارد، اما معمولا مجموعه ست اوراق اداری شامل 4 موردی است که در بالا به آن اشاره گردید.

 

سربرگ:

برگه ای است که بطور معمول در قطع A4 21 * 7/29 سانتیمتر ارائه می شود و برای انجام امور نامه نگاری ادارات و موسسات یا اشخاص حقیقی مورد استفاده قرار می گیرد. مواردی که امکان حضور در سربرگ را دارند، عبارتند از: نشانه و عنوان، نشانی، عناوین مانند «تاریخ، شماره، پیوست» که با توجه به فایل های آماده برای نامه نگاری های اداری، بر روی سربرگ چاپ نمی شوند و تنها فضای لازم برای چاپ آنها توسط چاپگرهای رومیزی در سربرگ پیش بینی می شود. همچنین عناصر بصری تزئینی دیگر. بطور معمول محل قرارگیری آرم و عنوان در بالای سربرگ پیش بینی می شود، این مورد به ویژه در سربرگ های ادارات دولتی بعنوان یک اصل رعایت می شود. اگر چه در سایر موارد طراح می تواند با توجه به روحیه و محدوده ی فعالیت سفارش دهنده، مکان مناسب برای قرار گرفتن آرم و عنوان را تعیین کند.

بدیهی است که محل قرارگیری آرم نباید لطمه ای به کاربری اصلی سربرگ (ضرورت نگارش متن بر روی آن) وارد کند. قرار گرفتن نشانه و عنوان در سمت چپ یا راست (بالا) سربرگ بستگی به شکل و جهت نشانه دارد، ولی بطور معمول در سربرگ های دولتی نشانه در سمت راست بالا قرار می گیرد تا امکان درج تاریخ و شماره نامه در سمت چپ بالا میسر باشد، زیرا درج موارد یاد شده در سمت چپ این امکان را فراهم می کند تا پس از آرشیو و بایگانی نامه های وارده، دستیابی به نامه های مورد نظر بر اساس شماره و تاریخ نامه (در هنگام ورق زدن پرونده بایگانی شده سریع تر انجام پذیرد.) ابعاد نشانه، اگر چه متأثر از شکل گرافیک آن قابلیت کوچک و بزرگ شدن خواهد داشت ولی غالباً محدوده ای بین 5 تا 15 سانتیمتر مربع را به خود اختصاص می دهد. اندازه قلم عنوان نیز بسته به کوتاه یا مفصل بودن آن بین 10 پوینت تا 14 پوینت تعریف و معمولاً با قلم ضخیم ارائه می شود. لازم به توضیح است در صورتی که عنوان طولانی باشد، امکان شکستن آن به دو یا سه خط مقدور است و اغلب بخش های اصلی عنوان را با قلم بزرگ تر از بخش های دیگر قید می کنند. عنوان بلافاصله در کنار آرم قرار می گیرد و بر حسب شکل آرم و ضرورت های دیگر، در پایین، چپ یا راست نشانه جای خواهد گرفت. اگر چه محل قرار گیری عنوان بسته به شکل کلیسربرگ قابل تعریف است اما قرار گیری عنوان در بالای نشانه ی فرضی دور از ذهن است. نوع قلمی که برای عنوان استفاده می شود باید با گرافیک آرم و محدوده فعالیت صاحب آن متناسب باشد. نشانی اغلب در سربرگ قید می شود. اندازه ی قلم نشانی نیز متاثر از کوتاه یا بلند بودن آن محدوده ای بین قلم 8 تا 12 پوینت نازک خواهد داشت، اگر چه نوع فونت قلم انتخابی در اندازه ی قلم بسیار تعیین کننده است.

همچنین نحوه چیدمان نوشتار نشانی نیز تحت تاثیر دیگر عوامل بصری، می تواند چپ چین، راست چین، وسط چین و یا حتی چیدمانی نامنظم و ساختار شکن داشته باشد.

عناصری که در سربرگ قید می شوند از حاشیه های سربرگ فاصله خواهند داشت (این حاشیه ها از یک سانتیمتر کمتر نخواهند بود). در طراحی گرافیکی سkmmربرگ باید توجه داشت زمینه ی سربرگ حتی الامکان فاقد رنگ باشد، زیرا در صورت عدم رعایت این امر، در هنگام کپی گرفتن یا ارسال سربرگ بوسیله فکس، زمینه ی نسخه ی تکثیر شده، تیره و فاقد کیفیت و کاربرد خواهد بود. همچنین گرفیک اجرا شده برای سربرگ باید به گونه ای باشد تا مشکلی برای نگارش متن و خواندن آن ایجاد نکند. نهایتاً بسته به موضوع و محدوده فعالیت و همچنین نظر سفارش دهنده، محدودیت های ذکر شده امکان کمرنگ شدن دارند و طراحی سربرگ هایی با قطع های متفاوت و گرافیک متنوع امکان پذیر خواهد بود.

قطع 14/8 × 21 A5 سانتیمتر پس از قطع A4 در اولویت طراحی قرار دارد. معمولاً این قطع برای مکاتبات داخلی و یا متن های کوتاه مورد استفاده قرار می گیرد. باید توجه داشت اگر چه ابعاد سربرگ های A5 نصف سربرگ های A4 است اما نباید عناصر بصری را نیز به همین نسبت کوچک کرد، بلکه باید دقیقاً و مجدداً انتخاب قلم نوشتار و ابعاد عناصر بصری انجام پذیرد. نحوه گرافیک سربرگ در قطع های گوناگون، معمولاً یکسان است و تفاوت فاحشی با یکدیگر ندارند.

 

کارت ویزیت :

کارتی در ابعاد استاندارد 5×9 سانتیمتر است که بر روی مقوا با گراماژ گوناگون ارائه می شود. کارت ویزیت در حقیقت نخستین مانور تبلیغاتی برای یک موضوع است. (بویژه برای اشخاص حقیقی) عناصر بصری که بطور معمول در کارت ویزیت قابلیت حضور دارند عبارتند از: نشانه و عنوان، مختصری از محدوده فعالیت و نشانی. افقی یا عمودی بودن کارت ویزیت بستگی به چگونگی تصاویر و نوشتار آن دارد. در طراحی گرافیک کارت باید محدوده ای خالی از عناصر نوشتاری و تصویری پیش بینی شود تا گرفتن کارت از آن قسمت انجام گیرد.

اندازه قلم ها در کارت ویزیت غالباً از 12 پوینت بیشتر نخواهد بود. همچنین تنوع استفاده از فونت های گوناگون به نسبت سربرگ متداول تر خواهد بود، اگرچه باید توجه داشت این تنوع استفاده، نباید بیش از 2 تا 3 فونت باشد، ضمن آنکه تمامی آنها نیز باید با یکدیگر مشابهت بصری داشته باشند.

استفاده از عکس های با جزئیات، بدلیل عدم امکان بزرگ نمایی آنها، کمتر توصیه می شود. کارت ویزیت نیز متناسب با محدوده فعالیت موضوع و نظر سفارش دهنده قابلیت حرکات فانتزی را خواهد داشت (به استثنای ادارات دولتی).

اگر چه ابعاد کارت ویزیت بیشتر بصورت استاندارد استفاده می شود ولی در صورتی که کارت بصورت عمودی طراحی شود، کاستن از پهنای کارت (2 تا 4 میلیمتر) سبب زیباتر شدن قطع خواهد شد.توجه به تراز کردن انتها و ابتدای خطوط و نوشتار با یکدیگر و با تصاویر و فرم ها می تواند گرافیک کارت را قوام بخشد و بر زیبایی چیدمان بیفزاید.

 

پاکت نامه :

ابعاد پاکت نامه معمولاً متناسب با ابعاد سربرگ (A4) تعیین می شود. بهتر است ابعاد پاکت مورد نظر در حالت بسته شده، یک سوم ابعاد سربرگ به اضافه ی شش میلیمتر (پهنا و بلندا) باشد.

پاکت نامه نیز دارای نشانه و عنوان است و درج نشانی بر روی آن الزامی است. محل قرارگیری نشانه و عنوان معمولاً در نیمه ی سمت چپ و بالاست. نشانی نیز قاعدتاً در پایین سمت چپ قید می شود. چیدمان عناصر موجود در پاکت نامه بیشتر در حالت افقی انجام می گیرد.

آنچه باید مورد توجه باشد، خالی نگهداشتن نیمه ی بالا و سمت راست پاکت جهت الصاق تمبر و انجام عملیات پستی است (در صورتی که هزینه پست پیشاپیش محاسبه شده باشد، استفاده از این بخش، نیز بلامانع است) البته مقصود از خالی بودن این بخش، عدم درج اطلاعات نوشتاری و تصاویری نظیر آرم است و استفاده از خطوط و فرم های تزئینی امکان پذیر خواهد بود، اگر چه همین موارد نیز بایستی با احتیاط انجام شود چرا که نصب تمبر و مهرهای پستی اثر گذاری خود را خواهند داشت.

نکته ی پر اهمیت در طراحی ست اوراق اداری، ضرورت هماهنگی بصری در تمامی محصولات آن است. به عبارت دیگر یک هویت مشخص باید در میان سربرگ، کارت ویزیت، پاکت نامه،کارت پرسنلی و ... موجود باشد.

این هویت بصری مشترک می تواند از طریق ارائه ی عناصر بصری تزئینی مشترک و یا با نحوه رنگ پر دازی و چیدمان مشابه و ... ایجاد شود.

بطور معمول نقطه شروع طراحی اوراق اداری از سربرگ یا کارت ویزیت است و سپس بر اساس الگوی اولیه، موارد بعدی شکل خواهند گرفت، ضمن آنکه در هر مرحله امکان بازنگری و تغییر بر روی موارد انجام شده پیشین محتمل است.

 

طراحی عنوان اوراق:

اوراق که در برگیرنده عنان و مهم ترین تیترهای (اسم شرکت، مدیر مسئول) اوراق است،که از مهم ترین مواد محسوب می شود. معمولا برای طراحی و صفحه آرایی این صفحه بیشترین تلاش صورت می گیرد. داشتن عناوین درشت و مهم و اطلاعات با اهمیت و تصاویر خاص از ویژگی های سربرگ است.

معمولا نصفه بالای اوراق نسبت به نصفه پایین آن از اهمیت بیشتری برخوردار است.در نصفه دوم نیز مطالب کم اهمیت تر چاپ می شود. اهمیت این فضا معمولا به قدری زیاد است که گاهی از رنگ دوم هم در چاپ آن استفاده می شود. گاهی نیز دیده شده از رنگ دوم و گاهی از چهار رنگ هم استفاده می شود.

معمولا اوراق ها دارای مطالب متعددی هستند. گاهی اوقات برای جلب توجه بیشتر آرم و لوگو، آن را در داخل یک کادر قرار می دهند و گاهی زمینه کادر را سیاه و حروف را به صورت سفید (نگاتیو) در آن می نشانند.

استفاده از بعضی نشانه ها، علائم و عناصر تزئینی در کنار آرم می تواند به خوانایی و گیرایی آن کمک کند.

آشنایی با انواع قرارگیری مطالب در اوراق:

اصولا اوراق به دلیل محدودیت فضای حروف چینی و صفحه آرایی نمی توانند همچون مجلات و یا کتابها در عرصه آرایش صفحه فعال باشند. لذا تنوع به کارگیری مطالب به چند نوع تقریبا شناخته شده محدود می شود.

 

رایج ترین شیوه چینش به شرح زیر است:

ممکن است گاهی یک مطلب از دو یا سه سطر بیشتر باشد که در این صورت نیز می تواند به یکی از سه روش بالا چیده شود:

آرایش های دیگری که البته به ندرت به کار گرفته می شوند عبارتند از:

الف- آرایش پله ای (البته این مورد در صورتی امکان پذیر است که مطلب بیش از یک سطر داشته باشد.)

ب- آرایش عمودی مطلب هم بعضا به کار گرفته می شود که این مورد بسیار کم اتفاق می افتد. در هر حال ذوق و سلیقه صفحه آرا و ظرفیت ها است که امکانات تنوع مطالب را فراهم می کند.

آشنایی با انواع حروف:

تا مدتی پیش چیدمان حروف ها با روش های نسبتا قدیمی انجام می شد که کاری سخت و طاقت فرسا بود. بعدها در بعضی از چاپخانه ها حروف چینی با سیستم های لاینوتایپ و لاینوترون و آی بی ام رواج پیدا کرد که سرعت بیشتری داشت. نوع قلمها (نوع خط) و اندازه آنها (پنط) نیز بسیار متنوع بود. امکان غلط گیری نیز در این سیستم ها نسبت به روش دستی و حروفی سربی آسانتر شده بود. امروزه سیستم های پیشرفته حروف چینی با رایانه امکانات وسیعی در اختیار قرار داده که می توانند در کمترین فرصت حروف چینی و غلط گیری کنند. تعیین اندازه عرض مطالب، نوع قلم ها و اندازه آنها در این دستگاه ها بسیار آسان و سریع است.

برای صفحه آرایی اوراق می توان از حروف چینی های انجام شده با مشخصات دلخواه پرینت تهیه کرده و به صفحه بندی پرداخت.

انواع حروف را می توان در دسته های عمده زیر معرفی کرد:

الف- حروف معمولی متن که اغلب در نوع نازک هستند و قلم های متنوعی دارند.

ب- حروف معمولی میان مطالب در نوع سیاه (ضخیم) هستند و در قلم های متنوعی طراحی شده اند.

ج- حروف تزئینی یا دکوراتیو که مستقل از حروف طراحی می شوند و اساس و پایه خاص خود را دارندو

د- حروف متنوع دیگری نیز هست که بر اساس آنها بر یکی از روش های فوق استوار است و لکن ویژگی های دیگری بر آن افزوده شده است.

این نوع حروف عبارتند از:

حروف سایه دار، حروف سیاه (ضخیم)، حروف توخالی، حروف گلدار و حروف کج (ایتالیک یا ایرانیک)

اغلب حروف های طراحی شده در شکل های سربی (دستی تک حرفی)، سربی (در دو نوع مونو تایپ یعنی یک حرفی و لاینو تایپ یعنی سطر چین) ، حروف رایانه ای و نیز حروف به صورت لتراست (ورقه هایی پلاستیکی که حروف به صورت معکوس بر روی آن ها چاپ شده و قابل انعکاس بر روی سطوح دیگر هستند که به آن ها <<حروف برگردان>> می گویند) ساخته شده است.

شابلن هایی نیز وجود دارد که شکل حروف الفبا در آن ها سوراخ شده و با آن ها نیز می شود کلمات و عبارات کوتاه را نوشت.

آشنایی با ابعاد گوناگون حروف:

انواع حروف طراحی شده موجود با قلم ها و اندازه های مختلف برای حروف چینی در دسترس هست. هر نمونه حروف معمولا یک نام برای خود دارد که طراح اصلی بر آن نهاده است. هر نمونه حروفی برای خود اندازه هایی نیز دارد که به آن پنط می گویند که برابر است با 367% میلی متر. این واحد فرانسوی است و در کشورهای اروپایی از آن استفاده می شود. در ایران نیز همین واحد برای اندازه حروف به کار می رود.

وقتی می گوییم اندازه حروفی 50 پنط است یعنی تمام ارتفاع آن برابر با 50 پنط یعنی 8/18 میلی متر است.

به این موارد توجه کنید:

به واحد اندازه گیری حروف در طول سطر (سیسرو) می گویند. هر 12 پنط یک سیسرو و تقریبا برابر با 5/4 میلی متر است. فاصله سطرها نیز به تناسب اندازه حروف تغییر می کنند. به این فاصله پایه می گویند. معمولا اندازه پایه از اندازه حروف بیشتر است تا حروف از ارتفاع با هم مماس نشوند. مثلا حروفی با پنط 16 بایستی پایه ای برابر با 18 یا 20 داشته باشد. هرچه اندازه پایه بیشتر باشد فاصله سطرها بیشتر خواهد شد.پایه سطرها نیز بر اساس محاسبه می شود.

ارنیت طراحی یک صفحه با استفاده از حروف گوناگون:

آرایش یک صفحه با کلمات و عباراتی که با حروف ریز و درشت انجام می شود ارنیت نام دارد. این کار در واقع بازی با حروف است که حاصل آن یک ترکیب بندی شلوغ و در عین حال تزیینی باشکوه است که می تواند بازتاب شکلی و ظاهری مفاهیم کلمات و عبارات ترکیب شده باشد.

اینگونه صفحات معمولا بسیار شلوغ و پرتزیین است که با ترکیب های غیر معمول سعی در جلب مخاطب و تاثیر گذاری بیش از معمول بر او دارد. در اوراق هایی که به خط لاتین حروف چینی می شوند نمونه صفحات ارنیت گاهی دیده می شود که در این حالت صفحه بیشتر به طراحی و یا پوستر شباهت پیدا می کند.

 

 

 

 

 

4- طراح و تصویر:

تحریک حس بصری، با استفاده از تصویر کار دشواری نیست. طرح، نقش آرم و نوشتار، بر روی اوراق یکی از عوامل مهم طراحی هستند، تمام عوامل موثر در طراحی، مانند خطوط نقوش، تصاویر اعم از عکس، یا تصویر سازی و سبک طراحی به طور مجزا و در کنار هم در ساختن تشخص مورد نظر موثرند بسیاری از اوراق با موضوع مشابه در طرح های متفاوت از نظر فرم به کار رفته، ارائه می شوند، در این صورت مصرف کنندگان از روی طرح و نقش آنها که به نوعی نشان تبدیل شده اند آن ها را می شناسند.

یک اوراق با طرحی به سبک کلاسیک و سنتی با اوراق دیگر از همان موضوع اما با طرحی مدرن و امروزی خود به خود به هویت هایی مجزا دلالت می کنند، طرح با هویت و معنی دار که هماهنگ با هویت تعریف شده آن شرکت و ... انتخاب صحیح عناصر و سبک طراحی از عوامل مهم پیام رسانی به مخاطبان است. مهارت های ابتدایی طراحی گرافیک، استفاده از نقش مایه ها، سطوح، خطوط و علائم در رنگ ها و فرم های مختلف و تشخیص صحیح تعادل، تناسب و بیان عناصر در کنار هم در شکل گیری طرح روی اوراق کاربرد دارند. با بسیاری از روش های ابتکاری و به کارگیری نقوش و عناصر قدیمی یا جدید، حتی با خطوط و سطوح ساده، طرح ها قابل توجهی می توان خلق کرد.

چاپ با کیفیت مطلوب بر روی کاغذ مناسب از عوامل موثر در ارائه یک طراحی خوب و اثر گذار جهت جلب و جذب مخاطب به شمار می آید.

5- مفهوم رنگ در آثار هنری:

رنگ یک کیفیت بصری است که به موجب آن اشیا با نمونه های مختلف در چشم انسان رویت می شوند. در واقع رنگ نام عامی است که بر اثر فعالیت شبکه چشم و نظام عصبی موجود در آن به مجود می آید. بدین ترتیب رنگ واژه ای است که به : سفید، سیاه، قرمز، سبز، آبی و بی نهایت رنگ دیگر که در طیف مرئی وجود دارد و چشم انسان قادر به تفکیک و تمایز آن ها است اطلاق می شود. این محدودیت از رنگ بنفش که دارای کوتاهترین طول موج است به رنگ قرمز که بلندترین طول موج را دارد، ختم می شود (البته در مورد برخی از جانوران و حیوانات این محدودیت وجود ندارد.)

در قرن هفدهم میلادی ایساک نیوتن موفق شد به تجربه نور سفید رنگ های طیف را به دست آورد. او کشف کرد که نور سفید شامل انواع اشعه است که هرگاه با شبکیه چشم انسان به طور جداگانه اصابت کند احساس یک رنگ مجزا را به وجود خواهد آورد و اختلاط این اشعه ها (امواج نور) بر روی شبکیه چشم، رنگ سفید را محسوس می سازد. بنابراین آنچه را که از طریق چشم از رنگ اشیا دریافت می کنید در واقع نوری است که از سطح آن ها منعکس می شود و اساسا دیدن، نه تنها در شرایطی صورت می پذیرد که نور وجود داشته باشد بر این اساس رنگ ها هر چه قدر که تیره باشند نور کمتری را از خود منعکس کرده و بالعکس. وقتی نور سفید به یک جسم رنگین می تابد شی ء مورد نظر قسمتی از آن را جذب و بقیه را منعکس می کند. هر جسمی بر حسب رنگ خود نور همرنگ خویش را منعکس می سازد. به طور مثال اگر در روی کاغذ قرمز نور سفید بتابانید، کاغذ همه تشعشعات را جذب می کند به استثنای نور قرمز در صورتی که به آن نور سبز را هم اضافه کنید که کاغذ سیاه به نظر می رسد زیرا همه نورها جذب شده و نور سبز نیز فاقد قرمزی است که بازتاب گردد. بدین ترتیب هنگامی که رنگ های مکمل با ترکیباتی که دارای سه رنگ اصلی (زرد، قرمز، آبی) هستند به نسبت هایی با یکدیگر مخلوط شوند نتیجه تفریق آنها سیاه خواهد بود و در مورد نور (رنگ های طیف نوری) که جسمیت ندارند رنگ سفید حاصل ترکیب رنگ ها با هم خواهد شد.

یکی از قسمت هایی که نقش مهمی را در زمینه ادراک رنگ ها ایفا می کند ساختمان شبکیه چشم انسان می باشد. مهمترین یافته هایی شبکیه گیرنده های نوری موسوم به میله های استوانه ای و مخروط های پیازی شکل هستند و مخروط ها که فقط در روز فعال می باشند، این امکان را فراهم می کنند تا هم رنگ های بی فام (سفید، سیاه، خاکستری) و هم رنگ های فام دار (قرمز، زرد، سبز، آبی) را مشاهده نمایند. میله های استوانه ای بیشتر در شرایط کم نور فعال هستند و فقط دیدن رنگ های بی فام را میسر می سازند. بنابراین گیرنده های مخروطی سبب ایجاد بینایی می گردند. پس از آشنایی با مفهوم رنگ و درک چگونگی تشکیل رنگ (فیزیک نور و رنگ) به کیفیت بارز و ملموس رنگ ها پرداخته می شود که بکارگیری صحیح آن ها در آثار هنری علاوه بر رعایت اصول، زیبایی و طراوت خاصی را به آثار می بخشند. همانطور که رنگ همانند فرم (شکل) اشیا باعث تمایز اشکال و اجسام از یکدیگر می باشد. می تواند موجوب شناسایی اشیای مختلف از حیث بو، وزن، مزه، جنسیت و ... هم باشد.

علاوه بر آنها برای هنرمندان داشتن هوشیاری و حساسیت لازم در مورد رنگ ها ضروری است. البته باید به خاطر داشت که کیفیت رویت رنگها همواره در رابطه با طبیعت اشیاء چگونگی تابش نور (زاویه و مقدار تابش نور) و وضعیت چشم ناظر (میزان حساسیت و شناخت او از رنگ) دارد. امروزه برای همه افراد غیر ممکن است که جهان را بدون رنگ تصویر نمایند، چرا که پدیده ای است که در همه جا حضور دارد و تمام ارتباطات انسانی به کمک رنگ ها انجام می گیرد. به علاوه تمام دریافت های عینی به وسیله رنگها بهتر و دقیق تر حاصل می شود. علی رغم وسعت کاربرد رنگ و حضور تاثیر آن در زندگی انسان معمولا اکثر افراد نسبت به آن توجه کافی ندارند.علت این امر می تواند وجود رنگ در همه حالات و همه لحظات زندگی باشد که برای برخی انسان های بی تفاوت، وجود این پدیده امری عادی و تکراری است. البته وجود رنگ در طبیعت به اندازه ای ضرورت ندارد که نتوان بدون آن از زندگی محروم باشیم چنانکه افراد کور رنگ به خوبی می توانند به زندگی خود ادامه دهند و نیازهای خود را برآورده سازند. البته کیفیت دنیای رنگی هرگز قابل مقایسه با بی رنگی نمی باشد. به منظور دستیابی به موقعیت بیشتر در احساس رنگ ها و آشنایی با دنیای پر رمز و راز آن باید هنگام مشاهده رنگ ها به تجزیه و تحلیل آن پرداخته و با بکارگیری ذکاوت و هوش خود، قواعد و قوانین ناشناخته موجود در رنگها را کشف نمود. البته شناخت زوایای مختلف رنگ امری نیست که بتوان به وسیله برخی از اصول و قوانین آن را به طور کامل فرا گرفت.

زیرا اصول و ضوابطی که به عنوان راهنما در استفاده از رنگ ها به کار گرفته می شود کافی و کامل نیستند. البته با افزایش شناخت و ازدیاد تجربایت حسی و انجام تمرینات مربوطه می توان به معیارهایی برای شناخت بهتر و سپس ارزیابی آثار هنری دست یافت.

در پی این هدف باید به رنگ های اولیه، ثانویه، ثالث، رنگ های مکمل، قوانین و اصول ترکیب رنگ ها، تضاد رنگ و رنگمایه و ترکیبات و وضعیت رنگها در دایره رنگ توجه نمود و همچنین برای ارزیابی رنگها، آنها را از نظر توزیع و وسعت سطوح رنگ، شفافیت، خلوص و میزان درخشش آن و کیفیت هر رنگ را از کلیه جهات مورد توجه و بررسی قرار داد. به علاوه رنگ ها نقش مهمی در زندگی عاطفی و معنوی انسان ها بازی می کنند، رنگ ها مسرت خاطر ما را افزون می سازند و بر سلامتی انسان اثر می گذارند.

معمولا نحوه بکار گیری رنگ به دو طریق صورت می گیرد:

شیوه اول اینکه نمونه سازی و رنگ آمیزی کاملا طبیعی بوده و هنرمند خود را متعهد به رنگ آمیزی طبیعی اشیا و جانوران می نماید به طور مثال همیشه خیار را سبز و پرتقال را نارنجی رنگ آمیزی می نماید (شیوه رئالیسم). در شیوه دوم رنگ ها متناسب با احساس هنرمند از موضوع و در ارتباط با محتوی حسی آن انتخاب و استفاده می شود. در این شیوه استفاده از رنگ ها از قاعده و قانون خاصی پیروی نمی کند و بکارگیری این گونه رنگ ها با حالات روانی و موقعیت مکانی و زمانی در ارتباط می باشد که ممکن است رنگ طبیعی اشیا و اشکال نیز رعایت نشود. علاوه بر فرم رنگ به خودی خود وسیله پر قدرتی برای بیان نیازهای درونی انسان ها می باشد. نقاشی برای کودکان نمونه روشنی از استفاده رنگهای متنوع و شاد (رنگهای درجه اول) می باشد که با افزایش سن کودک رنگها می تواند با ترکیبات مختلفی (رنگ های درجه دوم) نیز مورد استفاده قرار گیرد. در کودکستان کودکان ترجیح می دهند از رنگ های گرم و تند استفاده کنند البته کودکانی که در خانه و تحت نظارت شدید قرار دارند ناخودآگاه رنگ های سرد را انتخاب می نمایند. علت اصلی این تفاوت به تحریکات درونی آن ها بستگی دارد. هر رنگ از حیث روانی معنی خاصی دارد و ممکن است تحت تاثیر فرهنگ های مختلف و همچنین عوامل حسی و روحی هر ملت با یکدیگر متفاوت باشد. اکثر مردم تمایز بین رنگ های گرم (قرمز،نارنجی،زرد و ...) و رنگ های سرد (سبز، آبی، بنفش و ...) را می شناسند و معتقدند که از نظر روانی این رنگ ها با یکدیگر متفاوت می باشند. یکی از مهمترین مسائل شناخت طول موج رنگ هاست، رنگ از امواج نورانی حاصل می شود و نوع خاصی از انرژی الکترومغناطیسی می باشد. دیدگان انسان فقط قادر به مشاهده نورهای با طول موج بین 400 تا 700 میلی میکرون است.

رنگ های گرم تحریک کننده، پر جنب و جوش، شادی بخش، الهام دهنده، روشنی بخش و ... هستند. در حالی که رنگ های سرد بر عکس موجب فعالیت های انفعالی، سکون، بی حرکتی، تلقین کننده و غم و اندوه و ... می باشند و در نمایش دور دست ها و عمق استفاده می شود. کاندینسکی در مورد اثر گذاری رنگها بر اندام بینایی و سیستم عصبی تحقیقاتی انجام داده است. به عقیده این هنرمند اگر رنگ زرد در یک شکل هندسی قرار گرفته باشد و بطور مستقیم به آن خیره شوید موجب هیجان، ناراحتی، کوفتگی و برانگیزاننده حالتی غضبناک می شود. اگر کیفیت عینی این رنگ تشدید شود امکان دارد برای چشم و مغز غیر قابل تحمل گردد. برعکس رنگ آبی انسان را به سوی دقیق شدن و به بی نهایت سوق می دهد و هر قدر که این رنگ روشن تر باشد انعکاس موجی خود را از دست داده و به آرامش خاموش رنگ سفید می رسد.

تماشای رنگ های گرم ضربان قلب را تشدید می نماید و برای نمایش فضاهای پر هیجان کاربرد دارند. در میان رنگ های گرم، رنگ قرمز به قدرت فاقد و سریع حرکت می کند که از هر رنگ دیگر زودتر به چشم می خورد. اعضای حسی انسان موظفند که به مقایسه رنگ ها بپردازند. چشم ما وقتی خطی را دراز تلقی می کند که با خط دیگری که از آن کوتاه تر است مقایسه شود، اثرات رنگی نیز به همین ترتیب و در مقایسه با هم تفسیر می شوند و اثرات تیرگی، روشنی، شفافیت و خلوص و ده ها ویژگی رنگی نسبت به هم و در کنار هم بررسی و ارزیابی می شوند. به عبارتی رنگ ها <<نسبی>> هستند.

هر گاه بخواهید اثرات و شدت رنگ های اصلی (زرد، قرمز، آبی) را که در کنار هم قرار می گیرند بکاهید بین آنها را با رنگ مشکی احاطه می نمایند و علاوه بر آنها به رنگ های فوق نیز نمود دیگری می بخشید و ارزش رنگی آنها را در کنار مشکی یا خاکستری بروز می دهید رنگ سیاه اثرات رنگ ها در یکدیگر را می کاهد این شیوه در تصویرسازی های اخیر به وفور استفاده می شود. در این حالت اگر به جای مشکی از سفید استفاده کنید رنگ های فوق شفافیت خود را از دست می دهند و در صورتی که مشکی باعث ازدیاد شفافیت آنها می شود. رنگ های سیاه و سفید عناصر رنگی نیرومندی هستند که همیشه در ترکیبات رنگی می توانند به نحو موثری عمل نمایند.

موندریان یکی از برجستگان نقاشی مدرن به کمک رنگ در خطوط پهن سیاه رنگ های دیگر را محدود کرده و هریک را با استحکام فراوانی درخشان نموده است. خطوط سیاه باعث شده تا هر رنگی جلوه حقیقی خود را داشته باشند و تحت تاثیر رنگ های جانبی قرار نگیرد. در اثر فوق احساس سادگی و وضوح در رئالیسم فرم و رنگ اصیل هندسی دیده می شود. در بین دو قطب متضاد (سفید و سیاه) خاکستری های بیشماری وجود دارد که تشخیص خاکستری ها بستگی به ورزیدگی چشم و میزان حساسیت هنرمند دارد.

خاکستری رنگی بی تفاوت و بی شخصیت است و به سرعت تحت تاثیر رنگ مخالف قرار می گیرد. هنگامی که در کنار رنگ های دیگر قرار می گیرد شخصیت و زندگی خود را بدست می آورد این انتقال از لحاظ ذهنی در چشم بیننده به وجود می آید و متعلق به خود رنگ خاکستری نیست. خاکستری را می توان از مخلوط نمودن رنگ های مکمل نیز بدست آورد (مثل آبی و نارنجی) دلاکروا در مورد خاکستری گفته است: خاکستری مخرب نیروی رنگ هاست.

به همین دلیل اهمیت خاکستری و درجات مختلف آن در نقاشی های چینی و ژاپنی از این رنگ فراوان استفاده می شود که این خاصیت در ریشه هنر کشورهای فوق می باشد. در هنر خوشنویسی شرق همچنین ایران نیز این خاصیت به نحوه شایسته ای نمودار است. هنگامی که در اوراق اداری بخواهید رنگ های کروماتیک (رنگین) را در کنار آکروماتیک (سیاه و سفید و خاکستری) قرار دهیم باید آن ها را از حیث ارتفاع (درجه تیره و روشنی) هم اندازه به کار برد در این صورت رنگ های آکروماتیک خاصیت بی رنگی خود را از دست داده و به نظر رنگی قابل توجه این است که در رنگ های اصلی هیچ نشانی از سفید و سیاه در ترکیب خود ندارند وقتی که رنگ های فوق با سیاه یا سفید ترکیب شوند خاموش می شوند که میزان تاریکی و روشنی و خفگی آن ها بستگی به میزان ترکیب آنها با سفید یا سیاه دارد.

رعایت پرسپکتیو در رنگ نیز وجود دارد که این عامل سبب می شود موضوعات مختلف را بر اساس اولویت ها در پلان های اول، دوم، سوم قرار داد به طور مثال اگر می خواهید بخشی از تصویر واضح تر از قسمت های دیگر باشد و بهتر مطرح شود از حیث رنگ آمیزی آن را طوری رنگ نمایید که جلوتر از همه دیده شود. (رعایت ارتفاع رنگی)

در اجرای رنگ آمیزی میتوان از تضاد رنگ های سرد و گرم نیز استفاده نمود. چرا که در این نوع تضاد رنگ های گرم به جلو می آیند و رنگ های سرد عقب رونده هستند. دو عامل، قدرت رنگی هر اثری را مشخص می کند، یکی میزان درخشندگی و دیگری کمیت یا وسعت سطح رنگ استفاده می باشد که زعایت آن موجب هماهنگی در رنگ آمیزی می شود که هر رنگی که دارای روشنی و شدت نور بیشتری باشد باید در سطوح کمتری مورد استفاده قرار گیرد و بالعکس برای تشخیص شدت نور و میزان درخشندگی رنگ ها برخی هنرمندان مثل گوته فرمول و اعدادی را برای محاسبه بهتر و دقیق تر هر رنگ در نظر گرفته است. در یک ترکیب بندی که با این روش یا در نظر گرفتن اندازه رنگ ها ایجاد می شود مشاهده می شود که سطوح کوچک روشن (رنگ زرد) در میان سطوح وسیع تیره قرار گرفته است که قدرت خودنمایی بیشتری به خود گرفته است و سطوح دیگر پهن تر و عمیق تر دیده می شود. رعایت این قاعده به خصوص در تعیین درست سطوح رنگ بسیار مهم است. اندازه سطوح رنگ نباید با خطوط طراحی از قبل مشخص شود، زیرا رنگ ها و نسبت های آن ها در رابطه با درخشندگی و میزان درجه اشباع آن ها است و تضادهای رنگی نقش مهمی را به عهده دارند. مثلا سطح رنگ زرد در روی زمینه ای روشن و کم مایه با همان زرد در روی زمینه ای تیره به طور کلی تفاوت دارد. زمینه ای تیره رنگ، سطح کوچکی رنگ می طلبد در صورتی که در زمینه رنگ نسبی آن ها ناشی می شود.

در جمع بندی مطالب این بخش باید اذعان داشت که با توجه به سلیقه های مختلف سفارش دهندگان و مردم و توجه به این که هر فردی به رنگی که مورد علاقه اش می باشد توجه بیشتری دارد. باید هنرمند برای تقویت دید خود در مورد رنگ ها تمرین های لازم را با کلیه رنگ ها انجام دهد علاوه بر آن، به عواملی که موجب ترکیب رنگ ها در چشم می شوند توجه نمود که این ترکیبات ناشی از خطای باصره، فاصله چشم با سطح رنگین یا به عبارتی اثرجو می باشد.

در بین فرم ها و رنگ ها نیز روابطی را می توان مشاهده نمود و سه شکل اصلی یعنی: مربع، مثلث و دایره را به سه رنگ اصلی قرمز، زرد و آبی و رنگ های دیگر با اشکال مختلف نشان می دهند.

مربع: با قرمز که دارای خصوصیاتی است که وزن و تاریکی قرمز با زیبایی و سختی مربع، برابری می کند.

مثلث: در حالتی که جنگجویی و حمله و تعرض را معنی می دهد و با رنگ زرد برابر و هم خاصیت است که می توان سمبل اندیشه و تفکر نیز باشد.

دایره: با دیدن دایره به انسان حالت سستی دست می دهد در حالی که مربع احساس شدت و خشونت را به وجود می آورد دایره با حرکت نرم و صافی که دارد به عنوان سمبل روح و روان به کار می رود و سمبل خورشید و نجوم نیز می باشد. رنگی که با دایره و خصوصیات آن برابری می کند رنگ آبی است که به صورت صاف و شفاف باشد. رنگ آبی ایجاد آرامش می کند و مانند دایره عمق و فضای معنوی دارد. اگر بخواهید اشکالی برای رنگ های درجه دوم در نظر بگیریم باید برای ذوزنقه رنگ نارنجی برای سبز مثلثی که دارای اضلاع منحنی است و برای بنفش شکل بیضی ناقص را انتخاب کنید نور نه تنها عامل رویت رنگی شی ء می شود بلکه عامل نمایش حجم آن نیز هست برای این منظور اقلا 3تون مختلف لازم است که عبارتند از: تون نور، تون متوسط و تون سایه. در تون متوسط جلوه رنگ های موضعی خیلی شدید می باشد و بافت سطح نیز به بهترین وجه قابل رویت می شود، در تون نورانی رنگ شیء روشن شده در تون سایه رنگ شیء تاریک می شود. نورهای منعکسه، رنگ اجسام را نیز تغییر می دهند، مثلا اگر شیء قرمزی در روی زمینه و مجاور رنگ سفید قرار گیرد، رنگ قرمز به رنگ سفید منعکس می شود. اگر نور قرمزی به سطح سیاهی برخورد کند نوری که منعکس می شود سیاه قهوه ای است. سطوح اشیا هر چه درخشنده تر باشد نورهای منعکس شده با شدت بیشتری به چشم می خورند.

چهار مسئله اصلی که امپرسیون رنگ (احساس رنگ) را برای ما مشخص می کند بدین صورت می باشد:

1- رنگ جسم

2- رنگ نور

3- رنگ سایه

4- رنگ منعکس شده یک شیء را می توان به صورت های مختلفی نمایش داد. از بالا، از روبرو، از پهلو، همچنین این شیء را می توان با خط طراحی کرد یا به حالت پرسپکتیو معرفی نمود یا اینکه حجم آن را به کمک نور و سایه نشان داد.

یکی دیگر از نکات مهم در حس رنگ، سایه های رنگی است که در فصول مختلف سال سایه های اجسام، رنگ های مختلفی را به خود می گیرند. تابش هر نور رنگی به یک شیء باعث می شود که سایه ای به رنگ مکمل در آن شیء بوجود آید. بطور مثال اگر به شیء سفید در روز نور قرمز بتابانیم سایه آن به سبز متمایل خواهد شد.

دفتر تهران :

ستارخان - سازمان آب - ک میرداماد - پ 6

دفتر مازندران :

تنکابن (شهسوار) پاساژ بزرگ ط فوقانی پ 11